خرید بک لینک
صبحگاهان در مسیری بی غبار روز از نو بود وقلب روزگار می تپید و پای مردم می دوید مردم و شهر و خدا هم آشکار اول صبح و به دست پیرمرد کیسه ای بود و نشاطش برقرار گاه چشمانش به چشمان خدا قلب با ایمان او ا

برچسب: نویسنده: نگین نصیری تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 10:02

سپیده آمد و صبحی سپید شد آغاز

دمید نور خدایی که هست صاحب راز

جهان جوان شد و جان دوباره ای بگرفت

دمید بلبل نیکو سخن به ساز خود با ناز

شکوه و شوکت هر خلقتی نمایان شد

هزار حمد و ثنا بر این همه اعجاز

منادی دل شیدا گشود فصل سخن

که اهل عشق بهار است و موسم پرواز

دو بال خویش برای عروج بگشایید

برای دوست بخوانید نجوای نیاز

برچسب: نویسنده: نگین نصیری تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 10:02

تقدیم به روح بلند شهدای سانچی...

آبی ترین دریا به زیر پایتان بود

چشم دل اهل خدا دریایتان بود

آتش میان آب بود و آسمان هم

در انتظار ماهتاب رویتان بود

آن جا میان آن همه خاکستر و آب

ذکر اغثنا بر دل و لبهایتان بود

جایی برای اهل عقبی نیست اینجا

رفتید آنجایی که الحق جایتان بود

در وسعت دل هایتان غرق است دریا

دریا فقط یک گوشه از دنیایتان بود

برچسب: نویسنده: نگین نصیری تاريخ: شنبه 13 بهمن 1397 ساعت: 10:02

صفحه بندی